خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اصطلاحات فنی در ترجمه ی هم زمان

    دنیل ژیل ترجمه ی سارا بکایی ، عطیه فرزانفر

    خلاصه:این مقاله[1] به بررسی برخی ویژگی های واژگان تخصصی همایش های فنی و تاثیر آن ها بر ترجمه ی شفاهی می پردازد. از دیگر موضوعات مطرح شده در این مقاله می توان به شگرد های مختلفی که برای حل مشکلات در اتاقک مخصوص ترجمه از آن ها استفاده می شود و همچنین مولفه های اصلی موثر بر کیفیت کار مترجم شفاهی از لحاظ اصطلاح شناسی اشاره کرد.

    مقدمه:

     به نظر استفاده کنندگان از خدمات ترجمه ی شفاهی اصلی ترین مشکل همایش های فنی مربوط به واژه شناسی می شود و اغلب از مترجمان شفاهی راجع به روش های کاریشان در این زمینه می پرسند.

    در حالی که مترجمان شفاهی کمتر راجع به این بخش از کارشان صحبت می کنند. تاکید آن ها بیشتر بر ماهیت عقلانی روند کاریشان یعنی تفسیر گفتمان است (سلسکوویچ 1968، لدرر1978،دژان 1978)؛ در نتیجه جنبه های فنی ترجمه ی شفاهی کنار گذاشته می شوند.

    در واقع، یک ترجمه ی شفاهی فنی موفق بدون آمادگی کامل ممکن نیست. هدف این مقاله توضیح دلایل لزوم این آمادگی است: توصیف مشکلات اصطلاح شناختی مختلف و    شگردهایی که برای پشت سر گذاشتن یا نادیده گرفتن این مشکلات مورد استفاده قرار می گیرند.

      این مقاله بر مبنای مشاهدات عملی و آزمایش های انجام شده در آزمایشگاه است. نمونه های بررسی شده مربوط به همکاران داوطلب ( برای آزمایش ها) و همکارانی که در همایش های فنی ( در کل حدود ده همایش) با نویسنده همکاری داشته اند، می شود. تعداد زبان های کاری هم محدود شده است: فرانسه،انگلیسی،آلمانی،اسپانیولی، ژاپنی، عبری. با این همه، هم سو بودن مشکلات و روندها و همچنین نقطه نظرهای انتقادی همکاران نمونه های بررسی شده را در بر نمی گیرد و این موضوع این تصور را در اذهان ایجاد می کند که تصویر تهیه شده بیانگر شرایط همه ی مترجمان شفاهی است که در همایش های فنی کار می کنند.

     

    واژگان فنی همایش ها:

    واژگان فنی در همایش های بین المللی ابعاد گوناگونی دارند: این واژگان در برخی گردهمایی های سیاسی یا اداری کم اهمیت و کم تعداد هستند در حالی که معمولا صدها واژه از این مجموعه در  همایش ها و گردهمایی های علمی یا فنی استفاده می شود.

    از سوی دیگر، اگر مترجم شفاهی از قبل کلیه ی اطلاعات و متون مورد بحث را در اختیار نداشته باشد نخواهد دانست که چه واژگانی در همایش مورد استفاده قرار خواهد گرفت و باید خود را برای رو به رو شدن با تعداد زیادی واژه ی بالقوه[2] آماده کند. در واقع موضوع همایش هر چه که باشد امکان ظاهر شدن واژگان بیگانه یا مربوط به حوزه های دیگر هم وجود دارد.به عنوان نمونه در همایشی با موضوع تازه های فناوری که به تازگی برگزار شده است،نشست نیم روزه ای هم به کاربرد لیزر در مبارزه با پیشرفت سلول های سرطانی[3]،شناخت بیماری های دهان و دندان[4]،پزشکی زنان[5]،فناوری های هوا و فضا[6]،جوشکاری[7]،ماشین افزار[8] و غیره اختصاص داده شده بود.

    هیچ مترجم شفاهی ای ده ها هزار حتی صدها هزار  واژه ی بالقوه ی یک همایش را نمی داند- هیچ مترجم شفاهی ای نمی تواند این واژه ها را یاد بگیرد. در حالی که یک واژه ی ناآشنا یا واژه ای که بد فهمیده شود می تواند مانع درک موضوع شده و  فرایند ترجمه را مختل کند.

     طی همایش هایی که در آن ها تبادل واقعی واژگان صورت می گیرد مترجم شفاهی در حین کار می تواند واژگانی را بیاموزد. (سلسکوویچ 1968:155) بر عکس در بیشتر همایش هایی که در آن ها یک زنجیره ای از مقالات که به گفت و گوهای مختصر تقسیم می شوند فرآیند یادگیری انجام نمی گیرد. برای یادگیری و اشراف بر واژگان که شرط لازم ارائه ی یک ترجمه ی خوب است،مترجم تنها یک راه دارد:در اختیار داشتن کلیه ی اطلاعات و متون مربوط به همایش به صورت مکتوب.

     در فرم های استخدام مورد تایید AIIC  (مجمع بین المللی مترجمان شفاهی[9]) بر  از پیش فرستادن کلیه ی اطلاعات و متون مربوط به همایش برای تمام اعضای گروه تاکید شده است.

    هنگامی که این اطلاعات و متون  ناقص اند یا اصلا وجود ندارند، قسمت عمده ای از واژگان همایش برای مترجم شفاهی مبهم باقی می ماند که خود منجر به از دست دادن اطلاعات می شود.

     

    مشکلات:

    در مورد مشکلات احتمالی که طی اولین مرحله ی ترجمه ی شفاهی یعنی شنیدن و تحلیل کردن به وجود می آید یادآوری نقش اساسی ساختارهای احتمالی دریافت شده توسط شنونده حائز اهمیت است.

    گوینده هیچ گاه کلمات را با یک شیوه بیان نمی کند و همچنین زنجیره ی گفتاری مشخصی وجود ندارد که الزاما متناسب با زنجیره ی کلمات باشد. در یک مکالمه شنونده برخی از ویژگی های صدایی را که شنیده است بر می گزیند که به آن ها " ویژگی های موثر[10]" می گویند که مترجم آن ها را با توجه به نیازش به کار می گیرد.( نگاه کنید به لوینسون و لیبرمن 1981)

    بر اساس نظریه ی اطلاعات همیشه درک یک پیام چیزی  بیش از آنچه  که در خود نشانه است را به دنبال دارد . درک پیام مجموعه ای از کلیات احتمالی است که مخاطب در اختیار دارد و نشانه ی مورد نظر از بین آن ها انتخاب شده است. این مجموعه ی احتمالات به هیچ وجه یکسان نیست : بعضی از این احتمالات بیش از بقیه امکان وقوع دارند و این تنوع در  احتمالات بر روند رمزگشایی تاثیر می گذارد. وقتی مخاطب پیام بداند که امکان وجود اعداد در یک جمله بیشتر از  کلمات است با شنیدن کلمه ای که با /ka / شروع می شود بیشتر واژه "quatre"  به نظرش می رسد تا "catastrophe "(هرمان،1972:78)

    اصطلاحات فنی نشانه ای کوتاه از یک جز ثانویه هستند.بنابراین غالبا  ناهمگونی صدا بر کیفیت آن ها( کیفیت بد تجهیزات الکترونیکی، لهجه ی خاص یک گوینده) و همچنین "سر و صدا"(تمام اختلالات صوتی) و  به هم خوردن تمرکز مترجم تاثیر می گذارد.

    اهمیت این نکته ی آخر مفهوم" تعادل در ترجمه ی شفاهی[11]" را به خوبی مشخص می کند.

    در ترجمه ی هم زمان مترجم انرژی خود را بین شنیدن و تحلیل، تلاش مغز( برخی عناصر قبل اینکه به زبان مقصد برگردانده شوند باید در طی زمان مشخصی حفظ شوند) و فرآیند به وجود آمدن گفتمان در زبان تقسیم می کند.تعادل ناپایداری که بین این سه فرایند برقرار شده است به راحتی از بین می رود:به عنوان مثال اگر گوینده مطالب را سریع بیان کند مترجم عقب می افتد؛چیزی که باعث تلاش مضاعف در مغز شده و فرآیند شنیدن را مختل می کند و در نتیجه مترجم دیگر بقیه ی جمله را خیلی خوب نمی شنود( راجع به این مفهوم "تعادل در ترجمه ی شفاهی" در مقاله ی دیگری نیز بحث شده است:"مشکلات انتقال اطلاعات در ترجمه ی شفاهی")

    از طرفی اگر  قدرت پیش بینی مترجم ضعیف باشد احتمال تشخیص ندادن کلمات طبق نشانه ای که می شنود،وجود دارد:کلمه ی جدید، کلمه ای که درست شنیده نشده یا پیش بینی نشده راحت تر از یک کلمه ی آشنا دوباره ساخته می شود.

    به علاوه تشخیص یک کلمه شرط اولیه برای یکی کردن معناست؛ این امر در شرایطی ممکن است که کلمه شناخته شده باشد، ویژگی های آواشناختی یا صرفی کلمه امکان تحلیل آن را فراهم سازد یا بافت و موقعیت متن کاملا مشخص باشد.

    عوامل زیر می تواند به بازسازی ایده ی منتقل شده توسط اصطلاح فنی در زبان مقصد  صدمه بزند:

    -  ندانستن اصطلاح مورد نظر در زبان مقصد

    - از یاد بردن لحظه ای کلمات لازم در زبان مقصد توسط مترجم

    - به هم خوردن تعادل ترجمه

     - تداخلات زبان شناسی( ناتوانی لحظه ای در جدا شدن از زبان مبدا)

    - دیگر عناصری که در کار مترجم تداخل ایجاد می کنند(خستگی، سر و صدا و غیره)

     

    آمادگی:

    منشا این مشکلات، از دست دادن مقدار قابل توجهی از اطلاعات است که به وظیفه مترجم یعنی بازسازی پیام گوینده به طور جدی آسیب می رساند.

    روشی که از سوی همه مترجمان به کار گرفته می شود آمادگی پیش از همایش است و بهترین راه ممکن برای آن در اختیار داشتن همه ی اطلاعات و متون مربوط به همایش است.(سلسکوویچ،1968،151)

    مترجم این متون را می خواند و واژگان را علامت گذاری می کند.سپس معنای آن ها را در همان متون، فرهنگ لغات و کتاب های مرجع پیدا کرده یا از متخصصین آن حوزه می پرسد.

    بیشتر مترجمین شفاهی فهرست هایی از واژگان تهیه می کنند که در آن ها کلمات بر اساس ترتیبی که در متن ظاهر می شوند و یا بر اساس تشابه مفهومی دسته بندی می شوند و یا بر اساس ترتیب الفبایی. بقیه ی مترجمان ترجیح می دهند که یادداشت هایشان را در حاشیه متون بنویسند به خصوص برای متونی که قرار است در همایش خوانده شوند.

    اکثر مترجمان این واژگان را حفظ نمی کنند. آن ها به این اکتفا می کنند که یک یا دو بار قبل از همایش به واژگان نگاهی بیاندازند و  روی عملیات خوانش حساب می کنند:تعیین موقعیت، علامت گذاری و آماده کردن واژگان برای اینکه کلمات را در حافظه شان نگه دارند.اگر مشکلی پیش بیایند همیشه می توانند به فهرست واژگانی که در اتاقک مخصوص ترجمه دارند مراجعه کنند.

    یک محدودیت عملی بسیار رایج کوتاه بودن زمانی است که مترجم برای استفاده از متون مربوط به همایش دارد که می تواند شامل صدها صفحه باشد.در اصل دلیل  عمده ی این محدودیت، دیر فرستادن متون مربوط به همایش توسط سازمان دهنده ی همایش است اما ویژگی فصلی بودن ترجمه ی شفاهی یعنی تمرکز بیش از ده همایش در هر ماه در بعضی اوقات سال  نیز از دیگر دلایل این محدودیت به شمار می رود.

    در این شرایط آماده کردن واژگان مربوط به همایش نمی تواند دقیق باشد و گاهی اوقات مترجم مجبور می شود که بخشی از کار را در اتاقک مخصوص ترجمه انجام دهد، هنگامی که اعضای گروه مشغول تبادل اطلاعات هستند، وی با دقت متنی را که به او داده شده را بررسی می کند.

    اغلب  اطلاعات و متون مورد نظر ناقص است و این امر مانع اشراف کامل بر واژگان کلیدی همایش می شود.بنابراین این وظیفه ی مترجم شفاهی است که بهترین و موثرترین تدبیر آماده شدن برای همایش را انتخاب کند.

    نویسنده ی این مقاله یک بررسی "افقی [12]" همراه با تفکر و تعمق مداوم را توصیه می کند: یک بررسی سطحی حوزه ی مربوط به همایش این امکان را فراهم می کند تا مترجم شفاهی موقعیت خود را در برابر موضوعات مورد بحث در همایش یا موضوعاتی که ممکن است مطرح شوند، تشخیص دهد.سپس می توان این موضوعات را عمیق تر مطالعه کرد.

    برای این منظور، ما ابتدا به دایره المعارف ها، آثار عامیانه، کتاب های درسی و متخصصین مراجعه کرده و سپس به منابع فنی تر و در نهایت دوباره به سراغ متخصصین موضوع مورد نظر می رویم.

    این روند به مترجم شفاهی امکان دست یابی به مجموعه شناختی[13] مفیدی را می دهد تا در هنگام مواجه شدن با واژگان نا آشنا در طی همایش از آن استفاده کند ( واژگانی که ریشه ی یونانی-لاتینی دارند، واژگان قدیمی، واژگان مرکب،واژگانی که از زبان های دیگر وارد شده اند[14] و غیره) همچنین به کمک این روند، مترجم شفاهی می تواند با نظری اجمالی بر واژگان اصلی همایش خصوصیات آن ها را نیز تشخیص دهد و تجزیه و تحلیل موقعیت برایش آسان تر می شود.

     

     

    جستجوی معادل ها در زبان مقصد:

    ما بسیار بر این نکته تاکید کردیم که فهمیدن متن مبدا برای ترجمه کردن از اهمیت بالایی برخوردار است.(برای نمونه نگاه کنید به سلسکوویچ 53-41: 1975 ) در واقع به نظر می رسد دو استدلال مهم به صحت ترجمه ای که به شیوه ی رمزگشایی انجام می شود،صدمه می زند:

    نظری که بیانگر این است که هر زبان در حقیقت به جنبه های مختلفی تقسیم می شود و همچنین همان واقعیت باز به واحدهای مختلفی تقسیم می شود. (مونن 1976:48 )

    بنابراین در حقیقت عبارت داده شده دقیقا همان "معادلی[15]" را  که در زبان دیگر در نظر گرفته شده به ما نمی دهد.

    ایده چند معنایی اجباری زبان( نگاه کنید به پرگنیه 36-31 :1973 ) که منطقا نتیجه عملی است که در زبان های معمولی "شمار محدودی از نشانه ها که برای نشان دادن تعداد بی شماری موقعیت، عناصر دنیای خارج، ارائه های متفاوت از یک واقعیت توسط گوینده های مختلف به کار می رود." ( گیلبرت 1975:15 )

    بنابراین یک عبارت داده شده می تواند با توجه به متن معناهای متفاوتی داشته باشد و با توجه به معنی باید به گونه ای دیگر ترجمه شود.

    از این روش:" فهمیدن برای ترجمه کردن" برخی سریع به این نتیجه می رسند که فقط یک توانایی خاص در حوزه ی مربوط به متن امکان یک ترجمه جدی را فراهم می سازد.

    (برای مثال نگاه کنید به کورگانف 1980:4)

     سطح خاصی از درک متن برای درک ارتباطات منطقی و کاربردی بین عناصر مختلف جمله و  همچنین برای گزینش جملات مناسب در زبان مقصد کاملا ضروری است که معمولا مترجمان شفاهی خبره از این سطح از درک برخوردارند. (نگاه کنید به ژیل 1980)

    در رابطه با کار آماده سازی واژگان مشکل چند معنایی با استفاده از بافت متن مشخص شده به وسیله جمع آوری اطلاعات مکتوب کاملا کاهش یافته و حتی به طور کل از بین رفته است. از طرف دیگر پیشرفت موازی بخش های مورد نظر علمی و فنی در کشورهای مختلف در طول ده ها سال به طور کلی بیانگر آن است که اصطلاحات فنی واقعیت را به روشی همسان یا خیلی نزدیک به هم تقطیع می کند .

    علی رغم کمبود مدارک مترجمان شفاهی  باز هم قادر هستند که معادل های متنی مربوط به اصطلاحات فنی که باعث بروز مشکل در ترجمه شده اند را پیدا کنند.

    اگر مترجم نتواند معادلی دقیق برای واژه ی مورد نظر پیدا کند که این موارد معمولا کم پیش می آید، با همکاری گوینده و دیگر شرکت کنندگان در همایش این مسئله حل می شود.

    لازم به ذکر است که تفاوت عمده ای بین نیازهای یک مترجم شفاهی و یک مترجم وجود دارد. این مترجمان که کارشان به صورت مکتوب حفظ شده و گاهی اوقات چاپ می شود ملزم به رعایت محدودیت هایی از جمله: استفاده نکردن از واژه هایی که از زبان های دیگر وارد شده اند،گویش های اجتماعی[16] که به ندرت استفاده می شوند و  طولانی کردن جمله هستند.

    شرایط مترجمان شفاهی کاملا بر عکس است.در حقیقت در همایش های فنی جایی که حجم اطلاعات قابل ملاحظه است شنوندگان روی محتوا متمرکز می شوند و به ظاهر جملات توجه نمی کنند که آیا عبارت خلاصه شده و یا در آن از کلمات نا آشنا یا نادر استفاده شده است و یا کلمات درست انتخاب نشده اند.

    بنابراین مترجمان برای استفاده از کلمات جدید، کلماتی که از زبان های دیگر وارد شده اند، کاربرد نامانوس واژگان[17] و کلمات مربوط به اصناف مختلف[18] بسیار آزادترند به شرطی که این کلمات برای شنوندگان مفهوم باشند.

    راه کار ها:

       آماده سازی اطلاعات از قبل هنگامی موثر است که مهلت جمع آوری مدارک کافی بوده و  مدارک تکمیل باشد اما هنگامی که این دو شرایط کاملا مهیا نباشند آماده سازی نامطمئن تر  و همچنین در صورت نبود مدارک ناپایدارتر است. از این گذشته در بهترین شرایط مترجم شفاهی همیشه شیوه ای موثر و از پیش تعیین شده را پیش نمی گیرد.به علاوه ی تدبیر آماده سازی، مترجمین شفاهی به یک مجموعه از راه کار های مشخص  برای رو به رو شدن با مشکلات اصطلاح شناختی که در طی ترجمه شفاهی ظاهر می شوند، متوسل می شوند.

     پیکره ی مورد مطالعه  نشان می دهد که آموزش،تجربه  و زبان های کاری مترجم شفاهی هر چه که باشد این راه کارها برای همه آن ها یکسان است.

    هنگام اولین مرحله ترجمه ی شفاهی ، مرحله شنیدن و تحلیل، مشکلات شناخت و درک کلمات فنی می توانند با کمک این هفت راه کار متفاوت حل شوند:

    1-مترجم شفاهی  به دنبال بازسازی لغت و معنای آن به کمک متن اصلی و  مجموعه شناختی و ویژگی های موثر به دست آمده است.

    واکنش به خودی خود طبیعی بوده و جزو فرایند دریافت معمولی است که در بالا قبلا به آن اشاره شده است. در مقاله حاضر هنگامی روند تبدیل به "راه کار" می شود  که تلاش  غیرارادی بوده و توجه مترجم شفاهی را جلب می کند  و این روند به ویژه هنگامی  رایج است که لهجه ی خارجی یا بومی گوینده تشخیص کلمات را مشکل می کند.

    وقتی این روند به نتیجه می رسد این راه کار امکان بازسازی کامل اصطلاح بد فهمیده شده یا بد شنیده شده را فراهم می کند اما این کار به زمان و انرژی زیادی نیازمند است. از جمله معایب این راه کار ریسک به هم خوردن تعادل ترجمه و نشنیدن ادامه جمله ی گوینده است.

    2- مترجم شفاهی از همکار دیگرش کمک می خواهد (که در اتاقک مخصوص ترجمه نشسته است اما ترجمه نمی کند.) همکاری که تمام توجه اش به گوش دادن،شنیدن و درک بهتر نسبت به همکار مترجم اش است. به علاوه آمادگی اش به او اجازه می دهد که از فرهنگ لغت یا از منبع دیگری برای حل مشکل استفاده کند. فقط کافی است تا مترجم یک لحظه شک کند، یک چشمک بزند یا حرکتی انجام دهد، یک کلمه را روی کاغذ با علامت سوال بنویسد تا همکارش متوجه شود که او چه می خواهد.  به علاوه در گروه های ایده آل اغلب مشکلات و  پیدا کردن راه حل آن ها بی وقفه پیش بینی می شود. این راه کار احتمالا بهترین راه کار ممکن برای مترجم داخل اتاقک مخصوص ترجمه است: زمان و انرژی کمتری صرف می شود و به او بهترین شانس پیدا کردن اطلاعات از دست رفته را می دهد.

    با این حال استفاده  از این روش مستلزم حضور یک همکار دیگر در اتاقک مخصوص ترجمه است  و این شرایط همیشه وجود ندارد.

    ترجمه ی شفاهی سیستم عصبی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و مترجم نیاز دارد که در بازه ی های زمانی مشخصی استراحت کند. اگر مترجمانی که اتاقک مخصوص ترجمه هستند دو زبانه باشند یا خیلی فعال باشند، یک گروه متشکل از حداقل سه مترجم شفاهی لازم است تا یک مترجم فعال بتواند استراحت کند در حالی که همکار دیگرش برای کمک به او آمادگی دارد. در یک گروه دو نفره مترجم غیر فعال دائما نمی تواند در اتاقک مخصوص ترجمه بماند در حالی که همکار دیگرش دچار مشکل شده است.

    همان طور که در بالا به آن اشاره کردیم گاهی اوقات مترجمان شفاهی مجبور هستند کار آماده سازی واژگان را در حین جلسه به پایان برسانند.

    در نهایت ، برخی مترجمان شفاهی که به نقاط ضعف و ایراد های خود واقف هستند در حضور همکاراشان که به ترجمه آن ها گوش می دهند مضطرب شده و ترجیح می دهند که تنها کار کنند.

    3- اگر مترجم شفاهی در اتاقک مخصوص ترجمه تنها باشد می تواند راه حل مشکل اصطلاح شناختی اش را با مراجعه به منابعی که در اتاقک مخصوص ترجمه در اختیارش است، پیدا کند: متون مربوط به کار، فرهنگ لغت ها، فهرست کلمات و غیره.

    کار آماده سازی واژگان تاثیر به سزایی بر این راه کار دارد: سازمان دهی درست واژگان، دسته بندی درست متون و اطلاعات، تعیین موقعیت درست اصطلاحات فنی دسترسی به اطلاعات را در  طول جلسه آسان می کند.

    به عنوان مثال وقتی با یک نگاه به متون مربوط به کار می توان واژه ی مورد نظر را پیدا کرد این راه کار بسیار جالب توجه به نظر می رسد. گاهی مراجعه به فرهنگ لغت نیاز به وقت و انرژی بیشتری دارد و معمولا وقتی از این روش استفاده می شود که واژه مورد نظر مهم بوده و همچنین سرعت و حجم اطلاعات گفتگو  پایین باشد.

    4- ساده کردن شامل جا به جایی ایده ی مورد نظر با ایده ای کلی تر است وقتی که مترجم شفاهی اصل مطلب را متوجه شده و نه حواشی آن را.( دستگاه تقویت کننده فشاری، دستگاه تقویت کننده ترجمه شده است.)

    این راه کار به وقت و انرژی کمتری نیاز دارد اما موجب از دست دادن بخشی از اطلاعات می شود. به هر حال گاهی شنونده هیچ بخشی از اطلاعات را از دست نمی دهد اگر بافت متن به اندازه ی کافی واضح باشد یا از وسایلی مثل اسلاید و نمودار استفاده شده باشد.

    5- بازسازی تقریبی صوت شنیده شده توسط مترجم راه کاری کاملا مکانیکی است اما به طور شگفت انگیزی موثر است: شنوندگان به کمک بافت متن و مجموعه شناختی خود واژه و معنای را به خوبی متوجه می شوند و گاهی اصلا متوجه مشکلات مترجم شفاهی در ترجمه ی آن نمی شوند به خصوص اگر در آن اصطلاح اسم خاص هم وجود داشته باشد( "عدد فروید" یا " آنتن یاگی") یا اینکه آن اصطلاح از لحاظ واج شناختی به معادل های متنی در زبان مقصد نزدیک باشد. ( نگاه کنید به اسلاما- کازاکو 1961)

    6- اگر گوینده سریع صحبت کند و حجم اطلاعات هم زیاد باشد مترجمان برای دنبال کردن وی به تمام انرژیشان نیاز دارند. گاهی پیش می آید که اطلاعات بد درک شده یا کم اهمیت تلقی شده به نفع ادامه جمله حذف شده است.

    گاهی این حذف اطلاعات نتیجه انتخاب مترجم نیستند و بیشتر تصادفی اتفاق می افتند تا اینکه یک راه کار به حساب بیایند: گاهی پیش می آید که در نتیجه ی تلاش زیاد حافظه یا تلاش زیاد برای تولید گفتمان توانایی گوش دادن مترجم  کاهش یافته و وی بدون اینکه خودش هم متوجه شود بخشی از اطلاعات را از دست می دهد.

    وقتی مترجم تصمیم به حذف بخشی از اطلاعات می گیرد، حذف کردن موجب از دست رفتن کل اطلاعات منتقل شده با اصطلاح فنی مورد نظر است. تنها توجیه این روند این است که وقت و انرژی کمی نیاز دارد و مترجم می تواند بر قسمت مهم تری از گفتمان متمرکز شود و  اصل مطلب را حفظ کند.

    لازم به ذکر است که در عمل برای مترجمان خبره نیز شرایطی پیش می آید که مجبور به حذف بخشی از اطلاعات می شوند.

    7- وقتی مترجم فکر می کند که اطلاعات مهمی را از دست داده است، می تواند موقتا ترجمه اش را متوقف کرده و به شنوندگان اطلاع دهد. آن ها می توانند واکنشی نشان ندهند، بعد از تمام شدن صحبت گوینده از او توضیح بیشتری بخواهند یا اینکه همان لحظه وارد بحث شوند.

    اغلب از این راه کار استفاده نمی شود: در واقع، این روش مستلزم مقداری وقت است و علی رغم درستی و صداقت اعتبار مترجم را کم می کند.

    به جز راه کار اول،از تمام این راه کارها در مرحله ی دوم ترجمه یعنی بازسازی پیام هم استفاده می شود. در این مرحله برای غلبه بر مشکلات ترجمه ی اصطلاحات فنی در زبان مبدا مترجمان شفاهی از راه کار های زیر هم استفاده می کنند:

    8- توضیح یا اطناب: اصطلاحاتی که در زبان مبدا وجود ندارند، برای مترجم نا آشنا هستند یا در آن لحظه برای مترجم قابل فهم نیستند با توضیح و اطناب جایگزین می شوند (حرکت غیر ارادی action impulse، " جستجوی مسیر توسط ردیابی که با تکان به کار افتاده است." ترجمه شده است)

    این راه کار از جنبه ی اطلاعاتی مفید است اما به زمان زیادی نیاز دارد.

    9- " بومی کردن[19]" : اصطلاح فنی در زبان مبدا از لحاظ صرفی یا واجی تغییر داده می شود تا به واژگان زبان مقصد نزدیک شود ( در یک ترجمه ی شفاهی فرانسه-انگلیسی،واژه ی télédétection  که معادل انگلیسی آن remote sensing  است به teledetection  ترجمه شده یعنی واژه ی فرانسه با تلفظ انگلیسی بیان شده است.)

     این راه کار "وارد کردن کلمات بیگانه[20]" که مورد تایید مدافعان زبان مقصد نیست، به ندرت توسط مترجمان استفاده می شود. اما در ترجمه ی شفاهی، اولویت انتقال سریع اطلاعات و ناپایداری سخن استفاده از این روش را توجیه می کند. در حقیقت، این راه کار به دلیل اینکه به زمان و انرژی کمی نیاز دارد، در این سه حالت بسیار موثر است:

    وقتی زبان مبدا و مقصد خیلی به هم نزدیک باشند ( مثل اسپانیایی و فرانسه)، وضوح و ریشه شناسی مشترک و یادآوری کلماتی که از یک خانواده هستند به شنوندگان این امکان را می دهد تا معنای واژه های بیگانه را درک کنند.

    وقتی "واژگان قرضی[21]" در زبان مبدا و مقصد رایج هستند: برای مثال ژاپنی و عبری بسیاری از واژگان انگلیسی را قرض گرفته اند که علاوه بر هم معناهای بومی استفاده می شوند. وقتی مترجم شفاهی در حوزه ی فنی از راه کار "بومی کردن کلمات بیگانه" استفاده می کند، اغلب به معادل هایی می رسد که قبلا در واژگان رایج زبان وجود داشته اند یا اینکه به آن ها شبیه هستند.

    وقتی شنوندگان عادت دارند که متون فنی را به زبان مبدا مطالعه کنند به راحتی وقتی اصطلاح فنی را می شنوند آن را درک می کنند. همچنین آن ها بدون زحمت اصطلاح خاصی را که مترجم تلفظ می کند تشخیص می دهند زیرا احتمالا خودشان هم آن را همان طور تلفظ می کنند.

    کثرت برخی زبان ها در حوزه های علمی و فنی بیانگر رایج بودن این مورد است.

    10- بازسازی کلمه به زبان مبدا ، تلفظ کردن کلمه همان طوری که در زبان مبدا است( کلمه ی انگلیسی yellowfin که در ترجمه ی شفاهی انگلیسی- فرانسه به همان صورت انگلیسی به کار رفته زیرا معادل فرانسوی thon jaune در  بحبوحه کار به ذهن مترجم خطور نکرده است.)

    تاثیر این راه کار کمتر از تاثیر بومی کردن واژگان است زیرا تلفظ ناآشنای واژه ی بیگانه ممکن است به گوش شنونده نامانوس باشد در حالی اگر صورت نوشتاری آن را ببیند برایش آشنا و قابل فهم خواهد بود. همان گونه که بین ایتالیایی و اسپانیایی نشان داده شده است، این راه کار برای ترجمه شفاهی از انگلیسی به ژاپنی یعنی هنگامی که بومی کردن تاثیر عکس دارد بسیار پر خطر است.

    11- رمزگشایی (در حوزه حسابداری عمومی، maturity date، که مربوط به زمان سررسید وام است با رمزگشایی به زمان بلوغ ترجمه شده است)

    این راه کار در حوزه ی واژگان فنی جدید که در آن واژگان به شیوه ای موازی در کشورهای مختلف پیشرفت می کنند می تواند موثر واقع شود اما وقتی این واژه ها قدیمی هستند مترجم باید احتیاط کند:رمزگشایی در واژه ی انگلیسی "tour d’echelle” ( حق مالک برای گذاشتن نردبان در ملک همسایه اش برای تعمیر دیواری که ملک آن ها را از هم جدا می کند.) منجر به جمله ای مبهم برای شنونده انگلیسی زبان می شود.

     

    انتخاب راه کارها:

    راه کارهای مختلف برشمرده شده انتخاب های مستقل،قطعی و  منحصر به فرد نیستند. مترجم شفاهی اغلب از روندهای موفقیت آمیز بی شماری در رویارویی با یک مشکل خاص استفاده می کند.برای مثال او می تواند رمزگشایی یا بومی کردن را به کار ببرد در حالی که در جستجوی راه حلی در حوزه ی واژگانش است یا موقتا از روش حذف برخی از واژگان استفاده کند در حالی که منتظر راه حل پیشنهادی مناسب از جانب همکار دیگرش است.او همچنین می تواند اگر زمان دارد یک واژه را  همان طوری که هست بازسازی کند سپس آن را توضیح دهد یا از راه کار یک یا دوبار حذف کردن استفاده کند سپس اگر دوباره واژه ظاهر شد برای بالا بردن بازده کارش از راه کار دیگری استفاده کند.

    به نظر می رسد اساسا انتخاب راه کار ها بر اساس سه قانون انجام می پذیرد که  اهمیت نسبی آن ها کاملا تحت تاثیر پارامترهای روان شناسی است:

     

     

    1- جستجوی بهترین بازده اطلاعاتی فوری:

    طبق نظر سلسکوویچ [22]"ترجمه ی شفاهی اساسا فراگیری و بازسازی محتوای شناختی است". (AIIC 1979:34)در همایش های فنی مترجمان شفاهی به وضوح دریافتند که اولین وظیفه شان منتقل کردن اطلاعات است و برای این منظور  باید موثرترین راه کار را انتخاب کنند.

    این قانون متضمن راه کارهایی است که امکان بازسازی کامل اطلاعات را فراهم می کند. ( مراجعه به مجموعه واژگانی که مطمئن هستیم در آن واژه ی جاافتاده را پیدا می کنیم) نسبت به راه کارهایی که در آن انتقال اطلاعات ناقص یا ناپایدار است.( ساده کردن، بومی کردن واژگان)

    2- قانون کمترین تداخل:

    این قانون روی تاثیر انتخاب راه کار در بازسازی ادامه ی بدون مکث گفتمان اصلی متمرکز می شود. این اثرات نتیجه ی انرژی و زمان صرف شده توسط راه کار به کار رفته است.با نگاه به قانون کمترین تداخل، برای مثال حذف که در آن بازده اطلاعات صفر است نسبت به توضیح دادن که به زمان و انرژی زیادی احتیاج دارد ولی بازده اطلاعات در آن بالاتر است، در جایگاه بالاتری قرار دارد.

    3- قانون کمترین تلاش:

    در این قانون فن ترجمه در نظر گرفته نمی شود اما تاثیر آن بر بخش عمده ی فعالیت های انسانی و به خصوص در زبان متمرکز است. ( زیپف 1965) ک.دژان لو فل[23] و ب.موسر [24]در سال 1978  در کارهایشان در مورد ترجمه ی شفاهی تاثیر این قانون را روی نمودار نشان داده اند و آی.پینچوک[25] به نوبه ی خود اصول کاربردی اساسی ترجمه را بنیان گذاشت.

    قانون کمترین تلاش قطعا فنونی را در اختیار قرار می دهد که نیاز به صرف کمترین انرژی دارند. خاطرنشان می شود که تنها فنی که بهترین راه حل مربوط به این سه قانون دیگر را ارائه می دهد کمک گرفتن از همکار غیر فعال در گروه هایی است که سه یا چهار مترجم دارند.

    مترجم شفاهی کم و بیش به طور ارادی این سه قانون را رعایت می کند. اهمیت نسبی هر کدام از این قوانین با توجه به عوامل روانشناسی و دستورالعمل های کاری که اصول آنها حائز اهمیت است، متفاوت است.

    وجدان کاری به دو قانون اول برتری می دهد که بازده اطلاعاتی بهتری از قانون سوم دارند.

    خستگی،شرایط بد کاری، فقدان اطلاعات کافی،بی توجهی محرز سازماندهندگان و نمایندگان نسبت به ترجمه شفاهی الویت های مترجم شفاهی را تغییر داده و امکان استفاده از قانون کمترین تلاش را فراهم می کند.

    جستجو برای حفظ اعتبار عنصر مهم دیگری است که نقش عمده ای دارد. مترجم شفاهی صادق در اصل باید شنوندگان خود را از اطلاعات از دست رفته آگاه سازد.

    با این وجود اگر در طول یک جلسه چندین بار این روند ادامه پیدا کند اعتبار مترجم به طور جدی زیر سوال می رود.هچنین استفاده از این روند تاثیر گفته های گوینده را نیز کاهش می دهد. به همین دلیل بیشتر مترجمان شفاهی از انجام این کار اجتناب می ورزند حتی اگر به سازماندهندگان و نمایندگان توضیح دهند که در شرایط بد کاری از دست رفتن اطلاعات اجتناب ناپذیر است.

     

    شاخص های کیفیت:

     اصطلاحات فنی که بار اطلاعاتی آن ها در ترجمه شفاهی عمدتا یا جزا از دست رفته است بسیار  متنوع هستند. در ترجمه ی متن این کمیت در زبان مبدا به 80 درصد و در زبان مقصد به 20 درصد می رسد.ارائه ی کلی این آمارها بیشتر جنبه ی روایی دارد تا آموزنده.

    با این وجود این تحلیل این امکان را به مترجم می دهد که از این سه شاخص که به نظر می رسد تاثیر به سزایی روی ظرفیت عکس العمل وی در مواجهه با مشکلات شناخت اصطلاحات دارد، استفاده کند.

    1-سرعت گوینده:

    سرعت گوینده مهترین عامل است. اگر جداسازی و مشخص کردن تاثیر سرعت گوینده به طور کمی مشکل است با این همه واضح است که هرچه سرعت گوینده بیشتر شود قسمت بیشتری از اطلاعات از دست می رود و وقتی از دست دادن اطلاعات از حد خاصی عبور کند دیگر هیچ شاخصی نمی تواند اثر این کار را جبران کند.

    2- شیوه ی بیان گفتمان: خواندن یا فی البداهه گفتن

     در ترجمه شفاهی ،ترجمه ی گفتمانهای از پیش خوانده شده بسیار مشکلتر است از ترجمه ی سخنرانی ها و این به دلیل حجم و ریتم و نداشتن ایده ی قبلی نزد مترجم شفاهی است. ( ک. دژان لوفل 1978)

    در عوض تنها گفتمان های خوانده شده امکان شناخت تمام اصطلاحات فنی را از قبل به مترجم می دهد.ترجمه ی شفاهی این متون از قبل خوانده شده اغلب به جملات مبهم و  تداخلات زبانشناسی که فهم آن را مشکل کرده منجر می شود ( ک.دژان لوفل 1981:95) اما پیکره ی مورد مطالعه برای آن ها برتری مطلق در بازسازی اطلاعات منتقل شده در اصلاحات تخصصی قائل می شود.

    3- تجربه و شناخت تخصصی مترجمان شفاهی:

    بسیاری از مترجمان شفاهی اذعان می دارند که اصطلاحات فنی را برای همایش به ذهن می سپرند و بعد از همایش به سرعت آنها را فراموش می کنند. (AIIC 1979:64) اما برخی دیگر از مترجمان شفاهی معتقدند که در طی زمان مجموعه واژگان فنی بیشتری را آموخته اند. (لدرر 1973:118)

     به نظر می رسد که پیکره ی مورد مطالعه نظر دوم را تایید کند: از نظر آماری نسبت اصطلاحات فنی شناخته شده برای مترجمان شفاهی با تجربه و نا آشنا برای همکاران کم تجربه تر آنها به گونه ای است که اغلب موجب می شود که افراد با تجربه تر گفتمانی منسجم داشته باشند در حالی که بقیه از انجام آن باز می مانند.

     مترجم شفاهی که در زمینه ی همایش  اطلاعات زیادی دارد یا در آن حوزه تحصیل کرده یا تجربه ی تخصصی دارد از امتیاز ویژه ای برخوردار است. با این وجود در صورتی که از وی خواسته شود تا ترجمه ی هم زمان انجام دهد کارایی او به سرعت کاهش می یابد.

    شخصی که در زمینه آمار تخصص دارد به عنوان مترجم شفاهی استدلال های آماری را از دیگر همکارانش که در این زمینه متخصص نیستند بهتر درک می کند ولی در زمینه اصطلاحات آماری جمعیت شناسی به اندازه ی آن ها اطلاعات ندارد.

    برشماری شاخص های دیگر آسان است حتی اگر مشخص کردن تاثیر آن ها مشکل باشد. از بین شاخص های موجود به ویژه دو شاخص حائز اهمیت هستند زیرا پیکره ی مورد مطالعه در مورد آن ها پدیده هایی را آشکار می کند که با نظرات و روش هایی که در برخی از محافل مهم کاری رواج دارند، مطابق نیست.

    4- راه کار آماده سازی انتخابی:

    به طور کلی به نظر می رسد که تاثیر آماده سازی شناختی از آماده سازی اصطلاحات کمتر است. تصویر مترجم شفاهی " انسان صادق" که تلاش می شود با تفسیر گفتمان درک شود و به دنبال آن نظرات جمع آوری شده را بازسازی می کند باید به نفع تصویر تکنیسینی که الویتش پرداختن به جزییات است پاک شود.( در مورد گفتمان فنی)

    قطعا بررسی سطحی یک حوزه از جنبه ی اثری عوام پسند یا شیوه ای دیگر امکان درک منافع حائز اهمیت، اهداف،جهت گیری های کلی ، در یک مذاکره یا در یک مجمع سیاسی را فراهم کرده  و از بسیاری از اشتباهات در ترجمه جلوگیری می کند.این روش آماده سازی در مورد همایش های فنی تاثیر کمتری دارد زیرا مشکلات به بخش های کوچک عبارت محدود شده است. به نقل از لدرر ( 1981:53) :

    تفاوت بین مترجم شفاهی و شنوندگان عادی این است که معنای کلی گفتمان برای مترجم شفاهی نسبت به  مولکول های آن  یعنی واحد های معنایی از اهمیت کمتری برخوردار است.

    برای بهتر دنبال کردن گوینده مترجم شفاهی باید گفتمان را در سه سطح اتمی، مولکولی و بین مولکولی درک کند؛ او باید روابط کاربردی موجود در داخل جمله و بخش های مختلف آن و زنجیره ی جمله را نیز متوجه شود. فراتر از این بازده تلاش های فکری به سرعت کاهش می یابد.

    پیکره ی مورد مطالعه معرف مثال های زیادی از مترجمین شفاهی است که یک مقاله را بدون آن که کل آن را درک کنند ترجمه کرده اند. در حالت مطلوب توضیح اصول اصلی علوم و فنون باید از جستجوی اصطلاح شناختی پیشی گیرد. در عمل یک کار با کیفیت بدون این گام قبلی امکان پذیر است.

    5- زبان بیان مترجم:

    به طور کلی AIICتائید کرده است که مترجم شفاهی باید به زیان A( زبان مادری یا مشابه زبان مادری) ترجمه کند. ترجمه به زبانB ( دیگر زبان فعال ) به عنوان کاری که توصیه نمی شود ولی با توجه به واقعیت های بازار کار انجام آن لازم است در نظر گرفته می شود.( اسکانک، 1976:104)

    برای د.سلسکوویچ " برای مترجمان شفاهی با کیفیت کاری یکسان ترجمه به زبان A همیشه برتری دارد به ترجمه به زبانB" ای.براس- بران[26] حتی از این هم فراتر رفته و تایید می کند که ترجمه ی شفاهی واقعی " چیزی فراتر از رمزگشایی ساده ی متن اصلی است". ترجمه واقعی نمی تواند انجام شود مگر به زبانA .

    پیکره ی مورد مطالعه چنین تفاوتی را به وضوح  نشان نمی دهد.درست است که عدم مهارت در تشخیص سبک و اشتباه زبانی اغلب نزد مترجمان شفاهی که از زبان Aبه زبان B بیشتر است اما اصطلاحات فنی که به درستی درک نشده و به اشتباه ترجمه شده اند یا گاهی حذف شده اند نزد مترجمانی که از زبان Bبه زبان Aکار می کنند بیشتر است.در حقیقت به نظر می رسد که کیفیت بهتر ساختارهای دریافت شده به زبانA  قسمتی یا تمام ظرفیت تولید پایین تر در زبان B را جبران می کند.

     

    نتیجه گیری:

     تا به امروز مجموعه آثار و استفاده از داده ها در ترجمه ی شفاهی در همایش های فنی تازه شروع شده و تحلیل های آماری دقیق هنوز محقق نشده اند . به علاوه ما معتقدیم که در این مرحله ترجمه شفاهی هنوز پیشرفت چندانی نداشته است ،خطوط بزرگ تلاقی هنوز به اندازه کافی مشخص نشده و مورد استفاده قرار نگرفته اند تا جستجو به سمت پدیده های دقیق تر و ناپایدارتر برود.

    در زمینه ی اصطلاح شناختی عناصر گردآوردی شده در پیکره ی مورد مطالعه به نظر می آید که موئد این هستند که در سخنرانی های فنی تر  قسمت عمده ی از دست دادن اطلاعات مترجم شفاهی مربوط به ناتوانی او در درک یا بازسازی اطلاعات منتقل شده به وسیله ی اصطلاحات تخصصی است.

    با توجه به شمار و تنوع کلماتی که در هر همایش بیشتر استفاده می شوند،مترجم شفاهی به طور موثر نمی تواند کار کند مگر اینکه قبل از هر همایش اطلاعات لازم را آماده کند.به نظر می رسد که  پیکره ی مورد مطالعه به اینکه بهترین بازده اطلاعاتی به دست آمده در کاری که اساس آن اصطلاح شناسی روی متونی که قرار است خوانده شوند یا توضیح داده شوند، اشاره دارد.

    جستجوی یک بازسازی کامل اطلاعات در همایش های فنی ظاهرا به اولویت ها و شیوه های نادرتر به نسبت نظرات کاملا تایید شده منجر می شود:

    • موثرترین ترجمه خیلی به ترجمه ی رو در رو  نزدیک بوده و  به طور قابل توجهی با ترجمه ی شفاهی یک گفتمان فی البداهه متفاوت است.
    • برتری فرضی ترجمه از زبان Bبه زبان A مورد سوال قرار گرفته است. این دیدگاه به علاوه توضیحاتی را از نظر زبان شناسی تا ترجمه های بعدی بتوانند انجام شوند ،در نظر می گیرد. شناخت نقاط ضعف زبان Bنسبت به زبان A در ترجمه ی شفاهی باید راهی را باز کند به تلاش هایی برای تکمیل زبان شناسی تخصصی که در حال حاضر در برنامه مراکز آموزشی وجود ندارد.
    • در عمل آماده سازی اطلاعات اهمیت جستجوی اصطلاح شناسی بارز است. آگاه شدن در این زمینه باید بتواند با سازماندهی دوباره ی برخی روش ها همراه شود.مترجمان شفاهی که نیازهای اصطلاح شناختی آن ها از نظر کمی بر مترجمان فنی برتری دارد در حقیقت در زمینه فرهنگ لغت و واژگان بسیار در مضیقه هستند. به همین دلیل گاهی ترجمه ی آن ها کیفیت نسبتا پایینی دارد در حالی اگر این امکانات را در اختیار داشتند کار بهتری را ارائه می دادند.

    اما آماده سازی اطلاعات و راه کارهای به کار برده شده در یک موقعیت نمی توانند تمام مشکلات اصطلاح شناختی را حل کنند که اغلب موجب از دست دادن اطلاعات قابل توجه می شوند.( شامل از دست دادن اطلاعات توسط مترجم شفاهی؛ مساله تاثیر آن ها روی میزان دریافت شنوندگان که هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است، ما با فرضیه تناسب شروع می کنیم)

    در حقیقت می توانیم از دو نوع ترجمه شفاهی صحبت کنیم: در اولی که نوع قدیمی یا کلاسیک آن است مترجم شفاهی در حقیقت جانشین گوینده می شود و هم زمان با انتقال اطلاعات شخصیت و سبک گوینده را هم اتنقال می دهد.

    در دومین حالت مترجم فنی  که  شرکت کننده ای متمایز از گوینده است تلاش می کند تا جایی که امکان دارد اطلاعات اساسا غیر شخصی را کامل بازسازی کند.کیفیت ها و قابلیت های بدست آمده برای این دو روش به طور قابل توجهی با یکدیگر متفاوت هستند و به نظر می رسد و مستلزم آموزش و روش های تخصصی است.

     

     

     

     

    BIBLOIGRAPHIE

    AIIC (1979): Enseignement de l’interprétation, dix ans de colloque (1969-1979),Genève.

    BROS-BRAN, Eliane (1976): Critical comments on H.C Barik’s article “ Interpreters talk a lot, among other things”, Bulletin de l’AIIC IV/1,Genève,mars.

    DEJEAN-LE FEAL,Karla (1978): Lectures et improvisations- indidences de la forme de l’énonciation sur la traduction simultanée, doctorat de 3e cycle, Université de la Sorbonne nouvelle, Paris.

    DEJEAN-LE FEAL, Karla (1981): “L’enseignemet des méthodes d’interprétation”, dans Jean Delisle, l’Enseignement de l’interprétation et de la traduction de la théorie a la pédagogie, Ottawa, Editions de l’Université d’Ottawa.

    GILE,Daniel(1980): “Textes spécialisés:techniciens ou traducteurs?”, dans Traduire,n 105,decembre,IV.

    GILE,Daniel: “Des difficultés de la transmission informationnelle en interprétation simultanée”, article à paraître.

    GUILBERT,Louis (1975) : la Créativité lexicale, Paris, Larousse.

    HORMANN,Hans (1972) :Introduction à la psycholinguistique, Paris, Larousse.

    KOURGANOFF,Vladimir (1980) : “ Quelques traquenards du thème scientifique anglais”, dans Traduire,n 103,juin/I.

    LEDERER,Marianne (1973) : “ L’approche de l’inconnu”, dans E.Wcintraub, M.lederer,J.de clarence: “ Enseigner l’interprétation”, Etudes de linguistique appliquée ,n12, octobre-décembre.

    LEDERER,Marianne (1978) : la Traduction simultanée- fondements théoriques, Paris, Université Paris-Sorbonne.

    LEVELT,W.J.M. (1978) : “ A Survay of Studies in Sentence Perception: 1970-1976”, dans W.J.M. Levelt et G.B. Flores d’Arcais, studies in the Perception of Language, John Wiley and Sons.

    LEVINSON, S. et M.LIBERMAN (1981) : “ La reconnaissence de la parole par ordinateur”, dans pour la science, édition français de Scientific American, n 44, juin.

    LOCHNER,R.K. (1976) : “ Conference Interpretation and the Modern World”, dans BABEL, 22/3.

    MILLER, George A. (1956) : Langage et communication, Paris, PUF.

    MOSER, Barbara (1977) : “ A Hypothetical Model and its Practical Applications”, dans D. Gerver and H.W. Sinaiko : Language Interpretation and Communication, New York and London, Plenum Press.

    MOUNIN, Georges (1976) : les Problèmes théoriques de la traduction, Paris, Gallimard.

    PERGNIER, Maurice (1973) : “ Traduction et théorie linguistique”, dans Etudes de linguistique appliquée, n 12, octobre-décembre.

    PINCHUK, Isadora (1977) : Scientific and Technical Translation, London, Andre Deutsch.

    SLESKOVITCH, Danica (1968) : l’Interprète dans les conférences internationales, Paris, Minard.

    SELESKOVITCH, Danica (1975) : Langages, langue et mémoire, Paris, Minard.

    SKUNCKE, Marie-France ( 1976) : “ Rapport du colloque sur l’enseignement de la simultanée”, Bulletin de l’AIIC, IV/2, août.

    SLAMA-CAZACU, Tatiana (1961) : Langage et contexte, La Haye, Mouton.

    ZIPF, G.K. (1965) : Human Behavior and the Principle of Least Effort, New York, Hefner Publishing Co.

     

    [1] متا،نشریه ی مترجمان،سال سی ام،شماره ی سوم،١٩٨٥ ، صفحات ١٩٩ تا ٢١٠ 

    Meta: journal des traducteurs/ Meta: Translators’ Journal, vol.30,n 3,1985, p. 199-210

    http:// id.erudit.org/iderudit/002891ar

     

    این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.

    منبع
    برچسب ها : شفاهی ,ترجمه ,مترجم ,زبان ,اطلاعات ,همایش ,مترجم شفاهی ,مترجمان شفاهی ,زبان مبدا ,مخصوص ترجمه ,اتاقک مخصوص ,اتاقک مخصوص ترجمه ,مشکلات اصطلاح شناختی ,بازسازی اطلاعات منتقل ,برای مترجمان شفاهی ,
    اصطلاحات فنی در ترجمه ی هم زمان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده